ابو القاسم راز شيرازى

131

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

است و از جانب خودم . پس فرمود حضرت كه : تو بنابراين شريك حضرت رسول اللّه هستى ؟ ! عرض كرد : خير ! پس فرمودند : وحى را از خدا استماع كردى كه تو را خبر داده است ؟ ! عرض كرد : خير ! فرمودند : واجب است طاعت تو چنان كه واجب است اطاعت حضرت رسول ص ؟ ! عرض كرد : خير ! پس التفات فرمود حضرت ، به « يونس بن يعقوب » « 8 » ، و فرمودند : يا يونس ! اين مرد ، خصم شد با نفس خود قبل از آنكه تكلّم نمايد . بعد فرمود : يا يونس ! اگر علم كلام را نيكو مىدانى ، تكلّم كن با اين مرد ! [ گفت « يونس » : چه بسيار حسرت است ! پس ] عرض كرد : فدايت شوم ! استماع كردم از تو كه نهى كردى از علم كلام ، و فرمودى : ويل باد از براى اصحاب كلام كه مىگويند : اين مسلّم است و آن مسلّم نيست ، و اين مؤدّى به مطلوب است و آن مؤدّى به مطلوب نيست ، و اين را تعقّل مىكنيم و آن را تعقّل نمىكنيم - يعنى وزن مىكنند آنچه را در « كتاب اللّه » و سنّت حضرت [ رسول ] وارد است به ميزان عقول خود و به ميزان قواعد كلاميّه ، و ايمان مىآورند به بعض آنها و كافر مىشوند به بعض ، كه : نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ « 9 » در حقّ اهل كلام ، صادق است - . پس فرمودند آن حضرت كه :

--> ( 8 ) - يونس بن يعقوب البجلىّ الدّهنى : « محدّث قمى » در « تحفة الاحباب » فصلى در ذكر حالات او آورده است كه مجملى از آن در اينجا آورده مىشود : « . . . كلمات علماء ، در حقّ او مختلف است ؛ « شيخ طوسى » فرموده : او ثقه است ، و در چند موضع او را تعديل كرده [ يعنى به عدالت او گواهى داده ] ، و « شيخ مفيد » او را از فقهاء اصحاب شمرده ، و « شيخ نجاشى » فرموده : كه او از خواصّ حضرت صادق و كاظم عليهما السّلام بوده ، و وكالت داشته از جانب حضرت موسى بن جعفر ( ع ) در « مدينه » ، در ايّام حضرت رضا ( ع ) وفات كرد . . . و « محمّد بن الوليد » از « صفوان بن يحيى » نقل كرده كه گفت : گفتم به حضرت امام رضا ( ع ) كه فدايت شوم خوشحال كرد مرا آن لطف و محبّتى كه در حقّ « يونس » كردى ! فرمود : آيا از لطف خدا و احسان او نسبت به « يونس » كه او را نقل كرد از « عراق » به جوار پيغمبر خود صلى اللّه عليه و آله و سلّم [ خبر ندارى ؟ ] » : « تحفة الاحباب » : 426 - 427 ( به اختصار ) ( 9 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 262 رجوع گردد .